علي بن حسين انصارى شيرازى

290

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

باب الظا ظفرا و ظفيره فودنج برى بود و گفته شود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ظفره لغت عربيست به ضم ظا و آن را تستر نيز نامند جهت آنكه در تستر كه به فارسى شوستر نامند و از بلاد فارس است بسيار مىشود و آن را به فارسى علف داغ نيز نامند ظفيرة العجور ثمر خسك بود و گفته شد ظليم مذكر نعامه بود و در نون گفته شود ظلف المعز سم بز سرد و خشك بود در سئوم داء الثعلب را نافع بود چون خاكستر آن را با سركه طلا كنند و اگر سحق كنند با شراب بر گزندگى مجموع جانوران و سباع نهند نافع بود و اگر سحق كنند و با عسل طلا كنند بر مفاصل درد آن را ساكن گرداند و نقرس را هم همين سبيل و اگر به بول كودكان بپزند و بر شكم ضماد كنند قولنجى كه از بلغم لزج بوده و در رياح نافع بود و مسهل آب زرد بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ظلف بكسر ظا لغت عربيست به فارسى زنكله و كفشك و سم و سنب گويند برومى اكيدون و بهندى كهر و تداول نزد فارسى آنست كه سم بمعنى حافر است نه ظلف و بعضى سم شكافته را نامند و صاحب اختيارات بديعى گفته ظلف را به فارسى به شك گويند ظلف التيس سم دكه چون‌كه بسوزانند و سحق كنند و با عسل بسرشند و به آب بياشامند نافع بود جهت كميز كردن كودكان در جامه